زدم به سیم آخر...

از سه شنبه هفته قبل داروها رو قطع کردم

رژیم غذایی هم رو هواست....

سیگار رو هم از فردا احتمالا میبوسمش دوباره

تقریبا دو ماهی بود که ترک کرده بودم

زورم که به کسی نمیرسه به خودم که میتونم زور بگم

زدم به سیم آخر....

پهلو دردم دوباره شروع شد

بیچاره چند وقتی بود خبری ازش نبود....

دوباره شروع شد

روز از نو پهلو درد از نو....

الان هرکی بخونه البته اگه کسی بخونه میگه طرف پاک قاطی کرده و دیووونه شده!!!!!

کسی خبر نداره که جای داره به من می گذره؟؟؟

این ها رو هم مینویسم که نترکم....

حالا های میریزم تو خودم....

هی بغض که رو بغض داره قورت داده میشه

کمی و کجا بترکه خدا میدونه....

اکه یه روزی بترکه صدام در بیاد خیلی ها اذیت میشن....

ولی سعی میکنم کار به اونجاها نرسه....

کسی هم نمیخواد دعا کنه و راهنمایی کنه

گوشم پره از این حرفا....

ساعت20:00 روی مبل جلوی تلویزیون.....


والسلام....

/ 4 نظر / 118 بازدید
shabnamii

خوبه حداقل این جا مینویسید...بازم جای شکرش باقیه...👍👍👍

amirhosein

به قول ه . ا . سایه که میگه: ارغوان.....این چه رازیست که هر بار بهار............با عزای دل ما می آید........که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است............همچنان بر جگر سوختگان....داغ بر داغ می افزاید