حرف آخر...

روز خسته کننده ای بود امروز هم خیلی پر کار و هم خیلی سرد پاهام یخ زده تازه الان اومدم تو اتاق انگشتای پاهام و دستام کرخ شده از شدت سرما اونوقت یه سری هستن که کنار بخاری دارن چای گرم نوش جون میکنن و ناشکری هم میکنن فکر ترافیک آزادگان دیوونه کنندس یه چای بخورم یه ذره گرم بشم راه بیافتم برم

/ 3 نظر / 59 بازدید
the-toranj

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع/ سخت می گردد جهان بر مردمان سختکوش

mohammadkian

ساعت 9رسیدم خونه 9.5 بیهوش شدم