دوباره این درد نسبتا قدیمی اومد سراغم

پهلوم دوباره درد میکنه

حرکت برام سخت شده

نه میتونم بنشینم نه دراز بکشم

داره اذیت میکنه 

دلم یه چیزی میخواد

...

اوضاع حالم جالب نیس

نمیدونم چرا دوباره اینجوریم

حالت تهوع دارم

 

 

 

 

یه زمانی بود تو مدیریت مرکزی میرفتم یه رفرش میدادم

نظر جدید برام اومده بود

الان روزها میشه که یه نفرم اینجا سرنمیزنه

عجیب روزگاری شده اینروزا

دلم یه بغل میخواد

تا یه دل سیر گریه کنم

تا حالا کسی تو تنهایی گریه هاموندیده

غرور مردونگی نذاشت حتی اشکامو کسی ببینه

اما الان . . .

 

 

 

 

منتظر اون روزم





تاريخ : چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٤ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد کیان | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.