خدایا چقد دیگه تحمل کنم

فکر کنم یادت رفته من آدمم

تحمل ندارم

یه روز خوشی میدی

روز بعدش از دماغم میکشی بیرون

خیلی سخته تو یه جمع شلوغ تنها یه گوشه

بشینی و موبایلت الکی ور بری 

تا شاید زمان زودتر بگذره برات

ازین انتظار لعنتی متنفرم

تا کی دیگه باید صبر کنم

گفتی صبر کن تا دوباره همه چیزو درست کنم

زودتر من دیگه نمیتونم

به خودت قسم سخته

 

این قد فکرو خیال کردم از دیروز 

دوباره پهلوم درد میکنه

میگیره ول میکنه

از صبحم نمیدونم درد جدیده چیه

قلبم درد میکنه

از پشت کمرم تیر میکشه

دوباره بهم ریخته همه چیزم

حوصله هیچکس و ندارم

داغونه داغونم

دیشب تو مسیر برگشت

 

دلم بشکست

تو تاریکی جاده که همه خواب بودن

حدود یه ساعتی راحت اشک ریختم

چشمام قرمز شده بود

شیشه ماشینو دادم پایین سرم رو گرفتم بیرون

با خیسی اشکام صورتم یخ کردم

ی ه کم حالم اومد سره جاش

خونه ک رسیدم سر درد داشتم

دراز کشیدم ولی نتونستم بخوابم

الانم ک ....

نزدیک سی ساعته بیدارم

هههههههههه دیوونه شدم

نمیدونم کسی این چرت و پرتای منو می خونه یا نه

فکر نکنم کسی بیاد چون تو این چند وقت اصلا کامنتی نداشتم

 

دیروز تو آینه ک خودمو دیدم

خوب ک به صورتم نگاه کردم

دوباره لاغر شدم استخون گونه هام دوباره زده بیرون

خیلی خسته ام

از همه چیزو از همه کس

کاش میشد یه مدت میرفتم تو کما 

تا یه چن وقتی نباشم

بلکه بعدش همه چیز خوب شه

خسته شدم از این زندگی

 

خدایا به در دام اضافه نکن

 

همین هایی که دارم

برام بسته

از بیرون بقیه دارن میسوزونمم

از تو خودم دارم آتیش میگیرم

اگرم ننویسم دق میکنم

میدونم هیچ تاثیری نداره

ولی لااقل تخلیه میشم

از درد نمیارم

ولی خدا بسته دیگه

کم آوردم

غلط کردم

 بسته دیگه

دیگه نمیتونم بسته





تاريخ : چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٥ | ٧:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد کیان | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.