من بهت بدهکارم تمام لحظه های خوشی که کنارت نبودم

تمام لحظه هایی که منتظر من بودی

با وجود اینکه کنارت بودم تنها بودی

من بهت بدهکارم بخاطر تمام بودنهایی که نبودم

من بهت بدهکارم چون هستم و تو تنهایی

من بهت بدهکارم تو بودی و من نبودم

بازم سیگارو شروع کردم تا خودمو داغون کنم

هر چقدر جبران کنم کمبودها تو بازم کمه

دیشب که یه لحظه حالش خراب شد

دنیا جلوی چشمام سیاه شد خودم حالم بدتر شد

دست و پام میلرزید اشک تو چشمام حلقه زده بود...

دیشب که صفحه تلگرامش باز بود وقتی عکس پروفایلش رو دیدم

کلی خودمو نفرین کردم چن دقه ای محو صفحه شدم بغض کردم به زور 

خودمو نگه داشتم نتونستم دیگه تو خونه بمونم زدم بیرون

رفتم روی پشت بام یه ساعتی اونجا بودم

خودش اومد دنبالم 

با یه لیوان چایی داغ

...

 

 

 

 

هنوزم من بهت بدهکارم...

 

اومدی و حرفاتو بهم زدی

خودتو خالی کردی سبک شدی

باز تو منو داری که حرف بزنی

من چیکار کنم که تنهاتر از توام

من چیکار کنم که هیچ کسی رو ندارم

الان همه مشکلات تو زندگیشون هست

به کی حرفامو بزنم 

وقتی میبینم خودش تو مشکلات خودش مونده من چی بگم

کاش زودتر تموم بشه

دیگه طاقت ندارم 

 

من آدم ضعیفی هستم

با هر کسی بودم بعد چن وقت رفت و یه انگی هم بهم چسبوند

اولش ناراحت شدم بعد دیدم واقعا حرفشون درست بود

امیدوارم هیچکسی از منو حرفام ناراحت نباشه

اگه هم هست ببخشه

خدا خوشی رو به زندیگتون بیشتر بده

با اینکه میدونم مخاطبی اینجا نداره ولی مینویسم تا لااقل خیال خودم راحت باشه

و از همه کسایی که اذیتشون کردم عذر خواهی و طلب حلالیت میکنم

برام دعا کنین

آسمون دلم حسابی گرفته و دریای دلم طوفانیه

برام دعا کنین

حالم خوش نیس