حس خوبی  ندارم

گیج شدم 

یه چیزی اینجا میزون نیست 

حس میکنم یه اتفاقایی داره می افته 

ولی  نمیدونم چی و چرااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟

چن وقتی اینجا نمیام

تا این حسم از بین بره 

چن روزی نیستم

هههههههههههه حواسم نبود اینجا مخاطبی ندارم که دارم مینویسم 

ولش کن مهم نیس. با خودم هستم پسر جون  من چن روز نمیام اینجاااااا 

 

هی پسر مواظب خودت و دیوووونه بازیات باش

سعی کن مثل امروز رانندگی نکنی

با مرگ چن ثانیه فاصله داشتی

حالم بهم خورد از رانندگی امروز خیلی بد رانندگی کردم

ساعت7/5 صبح چیزی نمونده با یه ماشین شاخ  به شاخ کنم 

هر چی چراغ داد و بوق زد نرم من بیشتر تحریک شدم و سریع تر رفتم

اومدم سبقت بگیرم دیرم شده بود نفهمیدم چجوری ردش کردم

تو اتوبانم با یکی دیگه کورس گذاشتم شانس آوردم از پشت به کامیون نزدم اون بدبخت که جفت پا رفت رو ترمز بزور ماشینشو جمع کرد خدا سومیش که امروز برمیگردم خونه رو به خیر بگذرونه. نمیدونم چرا عصبی میشم با سرعت خیلی بالا و ریسک بالا رانندگی میکنم وسط اوتوبان لایی کشی کردم امروز وحشتناک حالا چند نفر بهم فحش دادن  نمیدونم ولی بد رانندگی میکنی پسر خیلی بد...

دلم واسه ماشینمم سوخت بیچاره زوزه میکشید حسابی تن و بدنش رو امروز لرزوندم

خیلی خدا رحم کرد وگرنه الان دیگه کسی نبود  اینجا بنویسه و همه فکرمیکردن این یارو هم وبلاگشو تعطیل کرد یه درصد هم فکر نمیکردن این یارو پرواز کرده رفته اون بالا بالاها

بابام تهدید کرده که اگه  بفهمه بد رفتم یا خودش ببینه سوئیچ رو ازم میگیره

جمعه که رفتیم قم  و جمکران جای همتون خالی ( منظورت کیه  تو که مخاطب نداری) زیر 140تو نیومدم حالا بابام هی اشاره میکرد یواش برو از من سبقت میگرفت میافتاد جلوی من که یواش برم منم چن دقیقه یواش (120 تا) میرفتم یهو بعد دوربین میرفتم روی 140 تا 

خخخخخخخخخخخخ حرصش در اومده بود 

یه جا رو تو قم دنده عقب گرفتم آخه اون خودش خروجی رو رفت من سرعتم زیاد بود رد کردم دنده عقب گرفتم قاطی کرد براممممممممم 

جاتون خالی کلی تیکه بارم کرد گفت سوئیچو بده گفتم بفرما دو تاماشین رو خودت ببر من رفتم سوار ماشین خودش شدم  ..... خندش گرفته بود گفت بیا بگیر ولی مثل ادم رانندگی کن گفتم چشم تیکاف کشیدم حرکت کردم .گفت تو آدم نمیشی و ....