حالم نمیدونم چرا اینجوری امروز .خیلی بدتر از دیروز .ناهار نتونستن بیشتر از دوتا لقمه بخورم .از گلوم پایین نرفت .بزور با یه لیوان آب خوردم . نمیدونم دارم با خودم چیکار میکنم 

کاش یکی بود میتونست آروووم کنه مثل قبل.صداش معجزه میکرد ....

مرور خاطرات داغونم کرده تو این دوسه روز.چن بار اودم سیگارو روشن کنم بیخیال شدم انداختم زمین خوردش کردم.مثل غروری که از من خورد شد مثل حال خوبی که از من خراب شد داغون شد... برام مهمه که تو آرووم باشی .مشکل نداشته باشی چون بودنم اذیتت میکرد... حالتو بهم میزد... نمیدونم اصلا میایی اینجا یا نه ...ولی من همچنان حرفامو مینویسم تا دق نکنم ..............................................

..............................................................

خیلی خسته ام

سردردم آرووم نشده

بازم پهلوم درد میکنه 






تاريخ : دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ | ٤:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد کیان | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.