دلم طاقت نمیاره

هی دارم سرگرمش میکنم

اما یه ثانیه کافیه

دوباره همش میاد تو ذهنم

نمیدونم چرااااااااااا اینجوری شد...

حال تو رو نمیدونم چجوریه

من که خیلی تعریفی نداره

قاطی پاتیم....

ولی بخاطر تو دارم تحمل میکنم

.

.

.

کاش الهام بود خوب میتونست آروممم کنه

خدایا دلمو سپردم به خودت

معجزه کن آروووم بگیرم...





تاريخ : یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد کیان | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.